راه پيش گير
عزيزترينم،
راه پيش گير…
راه پيش گير و هيچ نگاهم مكن،
مگذار گامهاي استوارت لحظه اي از راه بايستند،
مگذار نگاههاي زلالت جاري باران را زمزمه كنند،
مگذار چهره خاك آلوده ام سرمستي جوانيت را بربايد.
هيچ رويت را باز مگردان،
چشمان باراني ام طاقت ديدن آئينه دلت را ندارند.
نگران من هم نباش، دوش به دوش تقدير سفر خواهد گذشت،
راه پيش گير…
سيل اشكم روشني راهت باشد.
خير پيش…


با اجازه ات این پست رو تو facebook لینک دادم!:*
پرستوی عزیزم، از اینکه سر زدی به اینجا خیلی خوشحالم و خواهش میکنم، باعث خوشحالی منه…
سلام.
چه خوب شد که اینجا رو بالاخره راه انداختی.
صحبتهام انگار تاثیر داشته :پی
حالا اینجا شعرهات و افکارت باقی خواهند ماند.
راستی، این شبکوک سر هم نوشته میشه یا شبکوک؟ واسه لینک توی بلاگم میگم.
یه درخواستی هم دارم، الان عنوان بلاگت با «ك» عربی نوشته شده، نه «ک» فارسی. هرچند به من ربطی نداره، ولی اگه درستش کنی ممنون میشم، آخه از این ك و ي عربی متنفرم :دی
گرگ شب، خيلي ممنون و خوشحالم كه به اينجا سر زدي.
راستش با توجه به معنياي كه من دارم با عنوان شبكوك ازش استفاده ميكنم، بايد گفت شبكوك درستتره.
در مورد «ك» هم، آخر كلمه چون هست، انتخابي براي من نميذاره كه به چه شكل نوشته بشه. اگر راه حلي داره، بگو لطفا.
خب الان مشخصه که layout کیبوردت یکمی مشکل داره، چون از ي و ك رو به جای ی و ک استفاده میکنه. احتمالا ویندوزت ویندوز ایکسپی هست، راه حلش اینه که زبان فارسی ویندوزت رو پاک کنی و از روی یه سیدی دیگه نصب کنی فارسی رو
بگذار تا با ابر ِنگاهم چشمانت را بشویم تا زلالی احساس را دریابی
بگذار تا روشنی فردا را لای همین تاریکی ها پیدا کنیم
انکار دوای درد نیست
تنها مرهمی لحظه ایست
گفتی برو,دلم گفت به کدامین گناه
گفتی نگاهم مکن,دلم گفت سرمستیت مرد
گفتی چهره ام خاک الوده است,دلم گفت از اصالت اوست
اما؛رفتم…
راه بسیار روشن بود,دلم گفت اب چشمه زلالی روشنی راهت شده نمیخواهی خودت را غسل دهی
راه هموار بود,دلم گفت دعای خیر عزیزی بدرقه راهت شده نمیخواهی در اغوشش بگیری
جانم به لب امد
به دل گفتم
دلش اینطور دوست داشت,دل شکستن نمیتوانم
و دلم خاموش شد…
شاید؛مرد…